السيد محمد حسين الطهراني

30

معاد شناسى (فارسى)

ظلم به زير دست وجود ندارد ؛ و با طلوع نور توحيد و ظهور آن در مراياى جلال و عظمت و كبريائيّت حضرت حقّ جلّ و عزّ ديگر مجالى براى دكّان خودپسندى و آئين استكبار و خود گرائى و خودمنشى و بلندپروازى و بلندپندارى براى آنها باقى نمىماند ، و در اين صورت در شرائط فعليّه واقعاً به جرائم خود در دنيا معترف و درخواست رجوع و تدارك را مىنمايند . ليكن دنيا عالم طبع است ، عالم كون و فساد است ، عالم بروز قواى مادّيّه و شهوات و خواسته‌هاى غريزى و اميال طبيعى است ، دنيا محلّ ظهور حسّ تفوّق و تكبّر و جمع ثروت و ازدياد زن و فرزند و اعتبارات است ؛ و اگر چنين نباشد دنيا نيست ، و بنا به فرض آنها ميخواهند به دنيا برگردند چون محلّ ترقّى و تكامل انحصار به دنيا دارد . ظالمان بر فرض كه به دنيا بازگردند به همان اعمال سابق خود بازگشت ميكنند اگر خداوند آنها را به دنيا عودت دهد ، نفوس آنان با همان موجوديّت‌هاى فعليّهء خود به دنيا بر ميگردند ، نه آنكه خداوند يك نفوس زكيّهء نقيّهء طاهره‌اى خلق كند و آنها را با آن نفوس به دنيا آورد ؛ زيرا در اين صورت ديگر آنها ، آنها نيستند موجودات ديگرى هستند كه ربطى به آنان ندارد ، و شيئيّت موجودات به صُوَر ملكوتيّهء آنهاست و موجوديّت و شخصيّت هر انسان به نفس ناطقهء اوست ؛ نفس ناطقهء خود او ، نه به بدن و جسم او ، و نه به صورت‌هاى نوعيّه و كلّيّهء ديگر . و اگر آنان با همان نفوس خود كه موجب تشخّص آنان است به دنيا برگردند بواسطهء هجوم اميال و غرائز و به علّت ظهور و بروز